خوب این گاهی اتفاق می افته ، آدم عاشق کسی میشه که متعلق به اون نیست، و هیچ وقت متعلق به او نبوده ، این قصه عشق ، قصه عشقی که همیشه نا تموم میمونه ...
همه چی آرومه تو به من دلبستی
این چقدر خوبه که تو کنارم هستی
همه چی آرومه غصه ها خوابیدن
شک نداری دیگه تو به احساس من
همه چی آرومه من چقدر خوشحالم
پیشم هستی حالا به خودم می بالم
تو به من دلبستی از چشات معلومه
من چقدر خوشبختم همه چی آرومه
تشنه چشماتم منو سیرابم کن
منو با لا لا یی دوباره خوابم کن
بگو این آرامش تا ابد پا برجاست
حالا که برق عشق تو نگاهت پیداست
همه چی آرومه من چقدر خوشحالم
پیشم هستی حالا به خودم می بالم
تو به من دلبستی از چشات معلومه
من چقدر خوشبختم همه چی آرومه
بغلم کن عشق خوبم بزار آرامش بگیرم
از حرارتت بمیرم بگیرم عطر تن تو
واسه من آغوش گرمت تنها جای امن دنیاست
ساز آشنای قلبت خوش ترین آهنگ دنیاست
منو که بغل بگیری گم میشم تو شهر رویا
بند میاد نفس تو سینه ام مثل مجنون پیش لیلا
بغلم کن عشق خوبم
تو برام با ارزشی ، پر قدرت و عظیمی،
از وقتی دیدمت دیگه به کمترین ها قناعت نمیکنم ،
من پر نور ترین ستاره میخوام و اون تویی...
تو شبیه اعتمادی لحظه از پا نشستن
مثل بارونی ببارون تشنگی های تن من
تویی بخشنده بزرگی ، تو هم آغوش ستاره
بذار ذرات تن تو منو بشناسن دوباره
من پناهنده تودستات آرزوی تو رو دارم
زندگیمو می خوام این بار به نفسهات بسپارم
عمریه که تو گناه و معصیت غوطه ورم من
باورم کن دیگه این بار نفسهای آخرم من
تو سفیر مهربونی از دیار گل و بوسه
من آفت زده اینجا بی تو میمیره می پوسه
ای تو مرد سخاوت ، بهترین شعر محبت
همه خوبیهای دنیا رو به قلبت کرده هجرت
تو همیشگی ، تو خوش یومن ، تو مقدسی و مومن
تو نجات منی هر بار از حریم غیر ممکن
تو نهایی ، تو صادق ، تو بدیع و متفاوت
کنج آغوش تو امن واسه راحتی و ساکت
تو سفیر مهربونی از دیار گل و بوسه
من آفت زده اینجا بی تو میمیره می پوسه
عطر تو ، عطر تمام جنگلهای پر یاس
قصه های تو قشنگ ، همه از تو اقتباس
ای مهماندار خورشید ، معنی شریف انسان
شاید این کفر باشه اما حرفات نزدیکن به قرآن
تو سفیر مهربونی از دیار گل و بوسه
من آفت زده اینجا بی تو میمیره می پوسه
بی تو میمیره می پوسه
بی تو میمیره می پوسه
حال من دست خودم نیست ، دیگه آروم نمی گیرم
دلم از کسی گرفته ، که می خوام براش بمیرم
باز سرنوشت و انتهای آشنایی
باز لحظه های غم انگیز جدایی
باز لحظه های ناگزیر دل بریدن
بازم آخر راه و حس تلخ نرسیدن
پای دنیای تو موندم مثل عاشقای عالم
مثل آینه روبه رو مه حس با تو بودن من
دارم از دست تو میرم عاشقی کن منو نشکن
من همه دار و ندارم همه گلهای بهارم دل پاک و بیقرارم همه را همه را به نگاه چشم زیبای تومی بخشم یار من همه هفت آسمان را همه پیدا و نهان را هم زمین و هم زمان را همه را همه را به تبسمهای شیرین لبت می بازم همه را می بخشم همه را می بازم من برایت قصه ها می سازم من به سوی عشق تو می تازم من تمام عاشقان را همه دلخستگان را خوشه ستارگان را همه را همه را به شب یلدای زلف تو می خوانم یار معنی سرخ غروب همه گفته های خوب همه را همه را به طلوع روشن صبح تو می بخشم یار من همه دستهای پاک همه اعتبار خاک همه را همه را به وجود سبز و پر بار تو می بازم یار همه را می بخشم همه را می بازم من برایت قصه ها می سازم من به سوی عشق تو می تازم...
دردی که من میکشم اگه کوه میکشید
ذره ذره می تکید قطره قطره می چکید
اگه بازم منو خواستی که ببینی
من همون جام پشت لبخند قدیمی
هر چه دارم از تو دارم ای همه دار و ندارم
گفتی باشم حالا هستم چشم به راه یک نگاهت
می دونم منو می بینی که نشستم سر راهت
چه بی ریا آمدم به قلب عاشق تو
باورم شد حرف های به ظاهر صادق تو
چه پر غرور می روی از این دل شکسته
انگار عهدی نبستی با این عاشق خسته
انگار عهدی نبستی با این عاشق خسته
جنگل چشمات هواش چه سرده ، هر نگاه تو حدیث درده
رفتنت دیگه شده مسلم ، اما دل هنوز باور نکرده
نکنه رنجیدی از من ، بگو تقصیرم چیه
یا که دل به دیگری دادی ، بگو اون کیه
نکنه که از حقیقت ، تو می خوای فرار کنی
بری و یک بار دیگه ، منو بی قرار کنی
بری و یک بار دیگه ، منو بی قرار کنی
جنگل چشمات هواش چه سرده ، هر نگاه تو حدیث درده
رفتنت دیگه شده مسلم ، اما دل هنوز باور نکرده
به اون شقایقی که مست عشقه
از تو جدا شدن شکست عشقه
از تو جدا شدن شکست عشقه
به اون شقایقی که مست عشقه
از تو جدا شدن شکست عشقه
از تو جدا شدن شکست عشقه
من با وفا بودم ، با من جفا کردی
تنها خدا داند با دل چه ها کردی
شرمنده ام از دل ، از عشق بی حاصل
جنگل چشمات هواش چه سرده ، هر نگاه تو حدیث درده
رفتنت دیگه شده مسلم ، اما دل هنوز باور نکرده
جنگل چشمات هواش چه سرده ، هر نگاه تو حدیث درده
رفتنت دیگه شده مسلم ، اما دل هنوز باور نکرده